دنـــیـــای شـــاعـــران

شعرهایی از شاعران محبوب و دوست داشتنی

دنـــیـــای شـــاعـــران

شعرهایی از شاعران محبوب و دوست داشتنی

دنـــیـــای شـــاعـــران

زندگی... جیره مختصری است،

مثل یک فنجان چای،

وکنارش عشق است،

مثل یک حبۂ قند،

زندگی راباعشق،

نوش جان بایدکرد.‎

"سهراب سپهری "


سهراب سپهری :

زندگی رسم خویشاوندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرسشی دارد اندازه ی عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد

زندگی مجذور آیینه است

زندگی گل به توان ابدیت

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست

زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفسهاست



دوستان ممنون که به وبلاگم سرزدید
لطفا نظر فراموش نشه...
اومدید یه نشون بزارید متوجه بشیم یکی اومده!

^_^

تشکر
آریانا (آرامش یک رویا)

با تشکر ویژه از دوست عزیز(^_^):
мдjiD ××آریایــــــــیها××

سخنوران شوما:)
نویسندگان

۴ مطلب در مهر ۱۳۹۶ ثبت شده است

دیدمت چشم تو جا در چشم های من گرفت


آتشــی یک لحــظه آمد در دلـــم دامن گرفت


آنقدر بی اختیـــار این اتفــاق افتاد کـــه


این گناه تازه ی من را خدا گردن گرفت


در دلم چیزی فرو می ریزد آیا عشق نیست


این کــــه در اندام من امـــروز باریدن گرفت؟


من که هستم؟ او که نامش را نمی دانست و بعد-


رفت زیــر سایـــه ی یک "مرد" و نـــــام "زن" گرفت


روزهای تیـره و تاری کـــه با خود داشتم


با تو اکنون معنی آینده ای روشن گرفت


زنده ام تا در تنم هرم نفس های تو هست


مرگ می داند: فقـط باید تـو را از من گرفت



شاعر: نجمه زارع


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۶ ، ۱۵:۵۳
آرامش یک رویا


غرق یک خاطره باشی و به آخر برسی

به غم انگیزترین صفحه ی دفتر برسی

.

به سرت هی بزند تا بروی رو به عقب

که به یک حادثه یا یک غم بهتر برسی

.

از غزل کام بگیری و بسوزی هر شب

سر این رابطه اینبار به باور برسی

.

عشق یعنی که بخواهی و بمیری، ای وای!

آنقَدَر دیر ، دم رفتن او سر برسی

.

باخدا عهد ببندی و بگوید باشد

دست آخر که به یک شانه ی دیگر برسی

.

آرزوهای محال دل بی تو یعنی

لحظه ای چشم ببندم ، تو هم از در برسی

.

شاعر: #پویا_جمشیدی


۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۶ ، ۱۹:۳۰
آرامش یک رویا


اگرچه سخت نگه داری از گناه

گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه


هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه

بر دوش تو نهاده شود باری از گناه


گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم....

گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه!


سخت است این که دل بکنم از تو، از خودم

از این نفس کشیدن اجباری، از گناه


بالا گرفته ام سر خود را اگرچه عشق

یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه


دارند پیله های دلم درد می کشند

باید دوباره زاده شوم - عاری از گناه


شاعر: نجمه زارع


****

آرامش یک رویا:)

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۶ ، ۱۵:۰۰
آرامش یک رویا


 تـو ماندگار ترین شاعـرِ زمانِ مـنے

نہ اینکہ شـعر بگویے کہ شعرِ جانِ منے 


از آفتـابِ نگاهَـت غـُرور مےریـزد 

دلیلِ سـَر بہ هـَوایےِ بے امانِ منے


مـرا کہ مـَردمِ شهرم شبیہ دیـوارند

تویے کہ پنجره ے رو بہ بیکرانِ منے 


شب گذشتہ  مــیانِ ستارگان گفتم 

کہ مـاه فَخـر ندارد. تـو آسمانِ منے


بہ فرض ایل و تبارم مـَرا رهـا کردند 

چہ غم کہ یک نفرِ کُلِّ خاندانِ منے


تو از قبیلہ ے باران، من از تبارِ کویر 

چقدر خوب زلالے کہ میهمانِ منے



****

با تشکر از دوست عزیز: 

мдjiD ××آریایــــــــیها××


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۶ ، ۲۰:۲۰
آرامش یک رویا